سيد على تهرانى
27
ز مهر افروخته ( فارسى )
نداشتم . بنابراين از حضورشان درخواست آن علم و نكاتش را نكردم . « 1 » 2 . همان : مرحوم علّامه به معناى تام در علم نجوم استاد بود ؛ حتى يكسال فرمود : « مىخواهم يك تقويم نجومى براى خودمان بنويسم » . يكبار تابستان به منزلشان رفتم . ديدم در آن گرماى طاقتفرساى قم ، نشسته است و فيزيك مطالعه مىكند . « 2 » 3 . استاد امجد : مرحوم علّامه ، الميزان را پس از سه دوره خواندن بحار الانوار نوشتند ! و شهيد مطهرى مىگفت : « سى سال طول مىكشد تا يادداشتهايى را كه از الميزان برداشتهام ، تنظيم و مرتّب كنم ! » علّامه ادبياتى قوى داشتند و جهات ادبى الفاظ را كاملا رعايت مىكردند . 24 يا 48 ساعت ، پيوسته دربارهء « غايت فعل الهى » مىانديشيدند . نقل شده است كه يكبار از دكتر تقى ارانى ماركسيست كه ايدئولوگ بزرگ و لنين و استالين عصر خود بود ، دو - سه سؤال كرد كه او مات و مبهوت شد و رفت كه پاسخ بياورد و هنوز از جهنّم بازنگشته است ! 4 . مهندس سيد عبد الباقى ( فرزند علّامه ) : هرگاه خدمت پدر مىرسيدم ، ايشان را در حال تفكّر مىيافتم و تقريبا هيچگاه ايشان را در حال مطالعه نديدم ، مگر در حدّ جستوجو در كتابهاى منبع و مرجع براى يافتن معناى دقيق كلمه يا نامهاى خاص يا مطلبى تاريخى و مانند اينها . « 3 » 5 . آية اللّه مصباح : علّامه طباطبائى بسيار منظّم بود . اغلب قبل از شاگردان در كلاس درس حاضر مىشد و دقيقهاى تخلّف نمىكرد و تا دقيقهء آخر هم درس مىداد و اين برنامهء دائمى ايشان بود . در برف و سرما ، در طول ده - دوازده سال ، يادم نمىآيد كه ايشان يك دفعه هم درس را تعطيل كرده باشد . گاهى شش ساعت - پيوسته - مطالعه يا فكر
--> ( 1 ) . خاطرات فقيه اخلاقى ، احمدى ميانجى ، صص 143 تا 151 . ( 2 ) . اسوه پارسايان ، ص 114 . ( 3 ) . روزنامهء رسالت ، 5 / 9 / 1380 ، ص 6 .